محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
395
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
فصل دوم اسپانياى مسيحى بعد از مرگ فرناندوى اول آلفونسوى ششم و آغاز عهد بازپسگيرى 1 فرناندو پيش از مرگ ، كشور بزرگ خود را ميان سه فرزندش تقسيم كرد و براى انجام اين مقصود نخست در سال 1064 م مجلسى از اسقفان و اشراف تشكيل داد و بدون اينكه از كار پدر خود سانچوى كبير عبرت گرفته باشد مملكت خويش را بدينگونه ميان فرزندانش تقسيم كرد : قشتاله را به پسر بزرگ خود سانچو سپرد و حقوق جزيه بر مملكت سرقسطه را بر آن بيفزود . ليون و اشتوريش به اضافهء حقوق جزيه بر مملكت طليطله را به آلفونسو ارزانى داشت و امارت جليقيه و پرتغال كه به صورت يك ممكلت درآمده بودند و حقوق جزيه بر مملكت اشبيليه و بطليوس را به كوچكترين پسر خود گارسيا سپرد . حق اشراف بر ديرهاى سراسر مملكت را به دختران خود دونيا اوراكا و دونيا البره داد بهاضافهء شهر مستحكم سموره را به اوراكا و شهر تورو و اماكن ديگر بر نهر دويره را به البره . مسلم بود كه تقسيم مملكت اسپانيا بدين نحو ، پس از آنكه در عهد فرناندو يكپارچه شده بود ، عمل خطايى بود و از بازگشت جنگهاى خانگى حكايت داشت . سازش ميان برادران در ظل حكومت سانچو دو سال ديگر استمرار يافت . چون در سال 1067 م سانچو وفات كرد نشانههاى مبارزه و كشمكش در افق ظاهر گرديد .